امروز حدود 1 بود داشتم میومدم خونه اول واسه مامانم ی گل قاشقی قرمز گرفتم *_*بعد اومدم سمت خونه...نزدیک خیابونمون شدم دیدم ی ال نود سفید بوق زد,توجه نکردم گفتم لابد آشنای اون خانمی یه که جلوتر از منه بعد دیدم اون خانومه ام اصن مستقیم رفت وارد خیابون ما نشد...منم بیخیال راهم و اومدم دیدم چند تا پسر راهنمایی 10 متر جلو تر از من هستن با خودم گفتم از همین طرف برم
برچسب:
نویسنده: ماهان نیکفر